شما اینجا هستید
اخبار » بانوی آرام و سخت کوش کتابداری

یادواره بزرگان ۲۲/بانوی آرام و سخت کوش کتابداری/ هدی هماوندی (دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه تهران)

کمتر شخصی را -حداقل در رشته خودمان- سراغ دارم که با این جدیت و تلاش علاوه بر مسئولیت‌های یک بانو در زندگی این‌چنین از عهده امور اجرایی، مدیریتی و پژوهشی بر بیاید. دکتر فهیم نیا به نظرم یکی از آن افرادی است که دقت در احوالاتش جمله “خواستن توانستن است” را به ذهن متبادر می‌کند. جدیت و پشتکار یک مدیر در وجود بانویی مهربان و خوش قلب یکجا جمع شده است. بنده حدود دو سال است که سعادت بهره مندی از محضر ایشان را دارم. هیچ وقت خاطره روز مصاحبه دانشگاه تهران را از یاد نمی برم که مثل اغلب داوطلبان وقتی وارد اتاق شدم و خودم را در بین جمعی از اساتید رشته دیدم مضطرب بودم و گلویم خشک شده بود…دکتر فهیم نیا که متوجه حالت من شده بودند با لبخندی دلنشین و با مهربانی لیوانم را با نوشیدنی پر کردند و جَو  سنگین اتاق را شکستند و همین کار هوشمندانه کمک کرد تا بتوانم به‌خوبی به خودم مسلط شوم…

در این مدت هر وقت به اتاق ایشان مراجعه می‌کردیم با آغوش باز و گشاده‌رویی از ما استقبال و به مسائل مورد نظرمون رسیدگی می‌کردند و تاکید داشتند که اگر نیاز آموزشی داریم حتما طرح کنیم و حتی در حوزه‌های دیگر مثل وام‌های دانشجویی و …به‌عنوان مدیر گروه از هیچ تلاشی برای برآورده نمودن درخواست دانشجویان و فراهم کردن اسباب آسایش ایشان دریغ نداشتند…

در ادامه بیشتر از ایشان می‌خوانیم:

دکتر سپیده فهیمی فر (استادیار گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه تهران)

دانشجوی دکتری بودم و نزدیک عید بود. دکتر فهیم‌نیای عزیز رییس کتابخانه مرکزی بودند، یادم هست آن روز من در اتاق دکتر فهیم نیا بودم. ایشان آن زمان هم سرپرست دانشکده کتابداری بودند و هم رییس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. فردی به اتاقشان اومد و راجع به این که چه هدیه‌ای برای کارمندان قراره تهیه بشود با ایشان گفتگو می‌کرد. رفتار ایشان برای من خیلی جالب بود. از لابه لای صحبت هایشان این حس به سراغم می‌آمد که چقدر یک نفر برایش خوشحال کردن دیگران به خصوص کارمندان خدماتی اولویت دارد. خانم دکتر حتی در انتخاب نوع آجیل نیز حساسیت نشان می‌دادند، و همواره دنبال این بودند که آخر سالی لبخند رضایت بر لبان همه کارمندان بیفتد و دست پر بروند به خانه‌هایشان تا خدای نکرده جلوی خانواده‌شان شرمنده نشوند.

حتی یادم هست برای کارمندان دانشکده و اعضای هیات علمی وقتی می خواستند کادوی روز زن سفارش بدهند گفتند ار افراد بپرسید چه چیزی لازم دارند متناسب با آن هزینه‌ای که قرار هست برایشان بشود هدیه‌ای را تهیه کنیم که مورد نیازشان هست.

خودم به عینه خیلی دیدم که هر فردی که براشون کاری می کنند به خصوص طبقه هایی که به لحاظ اقتصادی در سطح پایین تری هستند حتما دو برابر جبران می کنند.

آدم‌های باسواد در عمرم زیاد دیدم اما آدم‌های بزرگ‌منش کم. امیدوارم خداوند همواره در طول زندگی این انسان‌ها را همواره سربلند نگه دارد. این انسان ها هستند که به ما امید می‌دهند که هنوز انسانیت از بین نرفته است.

دوست‌شان داریم چون هر جا دست افراد را تا حدی که می‌توانستند گرفتند و به این امر باور دارم و باورم را ایشان برایم ساختند.

دکتر فاطمه شیخ شعاعی (استادیار گروه کتابداری پزشکی دانشگاه تهران)

من از خانم دکتر پشتکار و جدیت در کارها رو گرفتم و  اینکه اگر تلاش کنی خیلی از کارهای ناممکن، ممکن می‌شود. به‌خاطر دارم که همیشه می‌گفتند که هیچ کاری تو دنیا نشد نداره فقط کافیه یک کفش آهنی پا کنی و دنبالش بری! هر چی بیشتر برای یک کار سختی بکشی ارزش نتایج اون کار و موفقیت هایش بیشتره.

سمیرا عربی (کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی و مسئول امور اداری و اطلاع رسانی دانشگاه مفید قم )

من در دوره کارشناسی دانشجوی ایشان بودم. پشتکار و روحیه استاد مثال زدنی هست. خاطرم هست سر همه کلاس‌ها، از ما در مورد کتاب‌هایی که مطالعه کردیم یا فیلم هایی که دیدیم سوال می‌پرسیدند و همین معرفی کتاب‌ها و بحث در مورد آن، منجر به علاقمندی ما به مطالعه و کتابخوانی می‌شد. علاوه بر این، استاد خلاق و با ذوقی بودند و همواره متفاوت عمل می کردند، سر کلاس کتابخانه‌های آموزشگاهی بود که بحث قصه‌گویی مطرح شد، جلسه بعد خانم چایی کار از شورای کتاب کودک را دعوت کردند تا برای ما قصه بگویند، قصه پیشونی سفید و هفت کوتوله رو تعریف کردند و همه بچه‌های کلاس شده بودند شخصیت‌های داستان…

وقتی خانم دکتر مدیر کتابخانه مرکزی شدند، گاهی کلاس‌های ما در محل کتابخانه مرکزی و در سالن مربوط به هر درس تشکیل می‌شد و این کار  باعث شده بود ما به فضای کتابخانه خیلی انس بگیریم. صحافی کتاب، ترمیم نسخ خطی، کتابخانه نسخ خطی، نشریات، همه و همه را ما عملا در کتابخانه مرکزی از نزدیک می‌دیدیم و ضمن فراگیری عملی برایمان در موردشان توضیح می‌دادند.

ایشان خیلی هم با دانشجوها صمیمی بودن وقتی بعد از ۳  سال هم از فارغ التحصیلی برای جلسه دفاع یکی از دوستان به دانشکده رفتم، خانم دکتر نه تنها با گشاده رویی با ما احوال‌پرسی کردند بلکه کاملا ما را به خاطر داشتند.

یک کلام

از دوستان گرامی خانم هماوندی، دکتر فهیمی فر، دکتر شیخ شعاعی و خانم عربی برای نوشتن این مطلب سپاسگزارم. من حدود ۶ ماه است دانشجوی دکتر فهیم نیا هستم و اگر بخواهم چند خصیصه  مهم ایشان را نام ببرم می‌گویم، بانوی تلاشگر، خلاق، حامی و اخلاق‌مدار است. تلاشگر چون از هیچ تلاشی برای رشد حرفه‌ای و علمی رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی دریغ نمی‌کنند. خلاق، چون همواره در مباحث سعی می‌کنند از زوایای مختلف به قضیه نگاه کنند و این نکته یکی از مهم‌ترین خصایص استادی است، حامی، چون همواره پشتیبان دانشجو هستند. به خاطر دارم سر یکی از کلاس‌ها حرف از استخدامی دانشجوهای دانشگاه تهران می‌زدند. اینکه در ایام تابستان یک دانشجوی سابق دانشگاه تهران از یکی از روستاها با خانم دکتر تماس می‌گیرند و از ایشان می‌خواهند که برایشان کار پیدا کنند. البته با شرایط خاص، اینکه نباید ایشان برای کار از روستایشان خارج شود. خانم دکتر با همکاری نهاد بعد از گذشته کمتر از یک ماه کتابخانه مشارکتی در آن روستا راه‌اندازی می‌کنند و این دانش آموخته نیز در آن کتابخانه استخدام می‌شود. در مورد حامی بودنشان علاوه بر اشتغال می‌توان به حفظ رابطه با دانشجویان سابق دانشگاه تهران اشاره کرد، تقریبا همه فارغ التحصیلان دوره دکتری دانشگاه تهران به همت ایشان در گروهی گردهم آمده‌اند و محفل علمی و صمیمی ایجاد شده است. ایشان همچنین بانویی اخلاق مدار در پژوهش، علم و حرفه هستند، همه دانشجویانی که با ایشان کلاس داشتند می‌توانند این امر را تصدیق کنند چون هیچگاه تاکیدی بر بودن اسمشان در مقاله‌ها و اثرهای پژوهشی ندارند و همیشه در پی موفقیت دانشجو هستند. اخلاق را در فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای رعایت می‌کنند و در انجام فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی تاکیدشان بر رعایت اصول اخلاقی است.

خوشبختانه دکتر روحانی نیز این توانایی را در ایشان دیدند و دکتر فهیم نیا و دکتر مهری پریرخ (استاد دانشگاه فردوسی مشهد) را به عنوان عضو هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی انتخاب کردند، بی شک توانایی دکتر پریرخ و دکتر فهیم نیا منجر به ایجاد تحولات شگرفی در کتابخانه‌های عمومی کشور خواهد بود. مجله یادداشت‌های دانشجویی این انتخاب آگاهانه را خدمت اساتید گرامی و جامعه علم اطلاعات و دانش‌شناسی تبریک عرض می‌کند.

فراخوان ارسال مطلب

شما هم می‌توانید خاطراتتان را در مورد اساتید با ما به اشتراک بگذارید. از تمامی اساتید و دانشجویان تقاضا دارم در مورد بزرگان و تاثیرگذاران علمی و حرفه‌ای برای ما بنویسند تا نام نیکشان باقی بماند و سببی شود تا دانشجویان و جوانان با این بزرگان بیشتر آشنا شوند. ستون یادواره بزرگان مشتاقانه منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات شما به همراه مقالات و خاطرات شما از کلاس اساتید و حرفه مندان است. با ما از طریق ایمیل Stnote1@gmail.com و آی دی تلگرام @stnote در ارتباط باشید.

  1. رویا بلاغی

    با سلام بنده هم یکی از شاگردان کوچک ایشان می باشم ، ایشان نمونه کامل یک استاد می باشند و واقعا تلاش و پشتکار و مهربانی ایشان مثال زدنی می باشد و در تمامی لحظات چه سختی و چه اوقات شادی با گشاده رویی با ما دانشجویان برخورد می کردند و علاوه بر ارتباط استاد شاگردی همیشه مثل یک دوست دلسوز و مهربان در کنار مابودند،انشاءالله همیشه در پناه خداوند بزرگ سلامت و پایدار باشند.

  2. نسترن پورصالحی

    سلام بنده این افتخار را داشتم که در دوران کارشناسی و دکتری از محضر ایشان بهره مند شوم. از اولین کلاسهای دکتر فهیم نیا که آن زمان که دانشجوی دکتری بودند تا الان تقریبا ۱۵ سال می گذرد در این سالها تغییری در رفتارشان با آدم ها احساس نکردم، همچنان گرم و صمیمی و حامی.
    ایشان به من و تعدادی از همکلاسی های علاقمندمان کمک کرد تا اولین مقاله مان را به کنفرانس ایفلا بنویسیم و در ترم ۵ احساس کنیم می توانیم.
    با حمایت ایشان و اینکه بر توانایی های خودمان متکی باشیم توانستم دو طرح پژوهشی را در سازمان پیش ببرم و تجربه زیادی بیاندوزم.
    همیشه تاکید دارند که به جنبه های عملی رشته و کاربرد آنچه می آموزیم در جامعه توجه کنیم. علاوه بر تدریس، تلاششان بر درک دانشجو و پذیرش جنبه های خانوادگی و … هم اهمیت داشت. تلاش می کردند علاوه بر درس خواندن، شیوه زندگی را هم به ما بیاموزند. به خیلی از همکلاسی هایم غیر مستقیم کمک مالی می کردند.
    برای اینکه چیزی بیاموزیم هیچ گاه از اینکه به آشنایی، دوستی، رو بزنند و کارمان را هموار کنند دریغ نمی کردند.
    در تعادل بخشیدن بین کار، تحصیل و زندگی خانوادگی ایشان برایم الگوبخش بوده و هستند. امیدوارم که جامعه کتابداری بتواند از توان تک تک اعضای خود برای بهبود درونی و بیرونی خود بهره ببرد.

  3. شهرزاد مقصودی نسب

    “چای با عطر آرامش”
    نزدیک در اتاق که می‌رسم پر از نگرانی و خستگی هستم. در اتاق نیمه باز است. صدای خانم دکتر را می‌شنوم. دو دل هستم که نکند ورودم به اتاق مزاحمتی برایشان ایجاد کند اما در می‌زنم و همزمان در را کمی بیشتر باز می‌کنم. لبخند مهربان خانم دکتر دلم را گرم می‌کند و داخل می‌شوم. با تلفن حرف می‌زنند و همزمان برای کسی که آن سوی خط است مقاله جستجو می‌کنند. من کاغذها و لپ‌تاپم را در می‌آورم و یادداشت‌هایم را نگاه می‌کنم. خانم دکتر این بار لابه‌لای کتاب‌های کتابخانه‌یشان برای کسی که آن طرف خط است دنبال کتاب مناسب می‌گردند تا مشخصات نشر را بگویند. به هر گوشه از کتابخانه، روی میز و به دیوارها که نگاه می‌کنم پر از تقدیرنامه و جایزه و …هست اما یادگاری‌هایی که دانشجویان برایشان آوردند نیز کم نیست و من به این یادگاری‌ها فکر می‌کنم و حس و نیرویی که آن‌ها را به اینجا آورده.
    مکالمه خانم دکتر که تمام می‌شود. دست می‌دهند و حالم را می‌پرسند. سفارش چای می‌دهند و بیسکوییت و کیک برایم می‌گذارند.
    من گزارش کارم را می‌گویم. با دقت گوش می‌دهند و نکته‌هایی را یادآوری می‌کنند. نگرانی را که در چهره‌ام می‌بینند، می‌گویند: ” من می‌دونم! تو می‌تونی” و من خیالم کم کم راحت می‌شود. برایم جستجو می‌کنند. کسانی که می‌توانند کمکم کنند را معرفی می‌کنند و ….دیگر چیزی باقی نمی‌ماند به جز یک فنجان چای!
     گرمی چای دلنشین است و خوب! آدم را آماده می‌کند برای ادامه کار!
    کاغدها را داخل کیفم می‌گذارم که صدای در می‌آید. چند دانشجوی نگران دیگر پشت در هستند و لبخند خانم دکتر به اتاق دعوت‌شان می‌کند.
    می‌دانم تا وقتی خانم دکتر فهیم‌نیا در اتاقشان هستند اتاقشان خلوت نخواهد بود. بعد از رفتن از اتاق هم تلفنشان پشت سر هم زنگ می‌خورد و خانم دکتر به کسی نه نمی‌گویند.
    شهرزاد مقصودی‌نسب، دانشجوی دکتری

  4. محترم صفری نسب

    سلام دوستان من افتخار شاگردی استاد رو نداشتم و دانشجوی ترم دوم ارشد علم سنجی دانشگاه تهران هستم با اینکه شاگرد ایشان نبودم اما هر زمان مشکلی داشتم ایشون با گشاده رویی و وقاری بی نظیر حلال مشکلاتم بودن و همیشه منو نسبت به تحصیل امیدوار کردن امیدوارم در سایه ایزد متعال همیشه سلامت و سعادتمند باشند

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

کد امنیتی *

مجله خبری یادداشت‌های دانشجویی |